معاشران! گره از زلفِ یار باز کنید
شبی خوش است بدین قصهاش دراز کنید
در این شعر، شاعر به معاشران توصیه میکند که از زیبایی و عشق یار لذت ببرند و لحظههای خوش را در کنار دوستان به یادگار بگذارند. او به اهمیت حضور در جمع دوستان و خواندن دعا اشاره میکند و میگوید که باید به پیامهای عاشقانه گوش دهند. شاعر بر اعتماد به ولی نعمتان و مشکلگشایان تأکید میکند و یادآوری میکند که بین عاشق و معشوق تفاوتهای زیادی وجود دارد. همچنین به دوری از افراد ناجنس و بیعشق اشاره میکند و بر این باور است که کسانی که در این حلقه نیستند، مرده به عشق هستند. در نهایت، اگر کسی کار یا انعامی از او بخواهد، باید آن را به یار عزیز خود منتقل کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
معاشران! گره از زلفِ یار باز کنید
شبی خوش است بدین قصهاش دراز کنید
حضورِ خلوتِ اُنس است و دوستان جمعند
وَ اِنْ یَکاد بخوانید و در فَراز کنید
رَباب و چنگ به بانگِ بلند میگویند
«که گوشِ هوش به پیغامِ اهلِ راز کنید»
به جانِ دوست که غم پرده بر شما نَدَرَد
گر اعتماد بر الطافِ کارساز کنید
میانِ عاشق و معشوق فَرق بسیار است
چو یار ناز نماید، شما نیاز کنید
نخست موعظهٔ پیرِ صحبت این حرف است
که «از مُصاحبِ ناجِنس اِحتِراز کنید»
هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق
بر او نَمُرده، به فتوای من نماز کنید
وگر طلب کند انعامی از شما حافظ
حَوالَتَش به لبِ یارِ دلنواز کنید