معاشران ز حریفِ شبانه یاد آرید
حقوقِ بندگیِ مخلصانه یاد آرید
در این شعر، شاعر از دوستان و همراهان خود میخواهد که یادآور شبنشینی و مقام بندگی را برای او زنده کنند. او به خوشیها، نغمهها و یاد عاشقان اشاره میکند و از آنها میخواهد که در لحظات شادی، به یاد آه و نالههای عاشقانه باشند. همچنین به زیبایی باده و میکشی اشاره کرده و از یارانش میخواهد که به قدمت و عهد قدیمی آنها فکر کنند. شاعر به وفاداری و غمهای آن یادآوری میکند و در نهایت از ساکنان عالم بالاتر میخواهد که نام حافظ را به خاطر بسپارند و به آستان او احترام بگذارند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
معاشران ز حریفِ شبانه یاد آرید
حقوقِ بندگیِ مخلصانه یاد آرید
به وقتِ سرخوشی از آه و ناله عُشّاق
به صوت و نغمهٔ چنگ و چَغانه یاد آرید
چو لطفِ باده کُنَد جلوه در رخِ ساقی
ز عاشقان به سرود و ترانه یاد آرید
چو در میانِ مراد آورید دستِ امید
ز عهدِ صحبت ما در میانه یاد آرید
سمندِ دولت اگر چند سرکشیده رَوَد
ز همرهان به سرِ تازیانه یاد آرید
نمیخورید زمانی غمِ وفاداران
ز بیوفاییِ دورِ زمانه یاد آرید
به وَجهِ مرحمت ای ساکنانِ صدرِ جلال
ز رویِ حافظ و این آستانه یاد آرید