غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۹

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بخت از دهانِ دوست نشانم نمی‌دهد

دولت خبر ز رازِ نهانم نمی‌دهد

۲

از بهرِ بوسه‌ای ز لبش جان همی‌دهم

اینم همی‌سِتانَد و آنم نمی‌دهد

۳

مُردم در این فِراق و در آن پرده راه نیست

یا هست و پرده دار نشانم نمی‌دهد

۴

زلفش کشید بادِ صبا چرخِ سِفله بین

کانجا مجالِ بادِ وَزانَم نمی‌دهد

۵

چندان که بر کنار چو پرگار می‌شدم

دوران چو نقطه رَه به میانم نمی‌دهد

۶

شِکَّر به صبر دست دهد عاقبت ولی

بدعهدیِ زمانه زمانم نمی‌دهد

۷

گفتم رَوَم به خواب و ببینم جمالِ دوست

حافظ ز آه و ناله امانم نمی‌دهد

بازگشت به سروده‌های حافظ