از دیده خونِ دل همه بر رویِ ما رَوَد
بر رویِ ما ز دیده چه گویم چهها رَوَد
این بیتها از حافظ به بیان احساسات عمیق و عواطف انسانی میپردازند. شاعر به زیبایی و تأثیر نگاه محبوب بر دل خود اشاره میکند و نشان میدهد که چطور محبت و عشق میتواند انسان را تحت تأثیر قرار دهد. او به درد دل و سوز دل خود در انتظار محبوب اشاره میکند و همچنین به اندوهی که از دوری یار سرچشمه میگیرد، پرداخته است. در نهایت، حافظ به پیوستگی عشق و شیدایی خود و تداوم حضور در کوی میکده اشاره میکند، که نماد عشق و معرفت است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از دیده خونِ دل همه بر رویِ ما رَوَد
بر رویِ ما ز دیده چه گویم چهها رَوَد
ما در درونِ سینه هوایی نهفتهایم
بر باد اگر رَوَد دلِ ما زان هوا رود
خورشیدِ خاوری کُنَد از رَشک جامه چاک
گر ماهِ مِهرپرورِ من در قبا رود
بر خاکِ راهِ یار نهادیم رویِ خویش
بر رویِ ما رواست اگر آشنا رود
سیل است آبِ دیده و هر کس که بگذرد
گر خود دلش ز سنگ بُوَد هم ز جا رود
ما را به آبِ دیده شب و روز ماجراست
زان رهگذر که بر سرِ کویش چرا رود
حافظ به کوی میکده دایم به صدقِ دل
چون صوفیانِ صومعه دار از صفا رود