تا ز میخانه و مِی نام و نشان خواهد بود
سرِ ما خاکِ رَهِ پیرِ مُغان خواهد بود
این شعر به بیان ارتباط بین عشق و میخانه میپردازد. شاعر میگوید همیشه نام و نشانی از میخانه و شراب خواهد بود و سر نوشت ما همچنان خاک پای زرتشت خواهد ماند. او به قدمت این عشق اشاره میکند و میگوید که ما همانطور که بودیم، خواهیم ماند. همچنین از زاهدانی که خودبین هستند انتقاد میکند و به رازهای نهان عشق اشاره دارد. شاعر از احساسات عاشقانهاش صحبت میکند و میگوید که حتی در مرگ هم به یاد محبوب خواهد بود. در نهایت، او به یاری بخت و تقدیر اشاره میکند که ممکن است باعث شود معشوقهاش در دست دیگران باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا ز میخانه و مِی نام و نشان خواهد بود
سرِ ما خاکِ رَهِ پیرِ مُغان خواهد بود
حلقهٔ پیرِ مغان از ازلم در گوش است
بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود
بر سرِ تربتِ ما چون گذری همّت خواه
که زیارتگَهِ رِندانِ جهان خواهد بود
برو ای زاهدِ خودبین که ز چشمِ من و تو
رازِ این پرده نهان است و نهان خواهد بود
تُرکِ عاشقکُشِ من مست برون رفت امروز
تا دگر خونِ که از دیده روان خواهد بود
چشمم آن دَم که ز شوقِ تو نَهَد سر به لَحَد
تا دَمِ صبحِ قیامت نگران خواهد بود
بختِ حافظ گر از این گونه مدد خواهد کرد
زلفِ معشوقه به دستِ دگران خواهد بود