غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۵

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

تا ز میخانه و مِی نام و نشان خواهد بود

سرِ ما خاکِ رَهِ پیرِ مُغان خواهد بود

۲

حلقهٔ پیرِ مغان از ازلم در گوش است

بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود

۳

بر سرِ تربتِ ما چون گذری همّت خواه

که زیارتگَهِ رِندانِ جهان خواهد بود

۴

برو ای زاهدِ خودبین که ز چشمِ من و تو

رازِ این پرده نهان است و نهان خواهد بود

۵

تُرکِ عاشق‌کُشِ من مست برون رفت امروز

تا دگر خونِ که از دیده روان خواهد بود

۶

چشمم آن دَم که ز شوقِ تو نَهَد سر به لَحَد

تا دَمِ صبحِ قیامت نگران خواهد بود

۷

بختِ حافظ گر از این گونه مدد خواهد کرد

زلفِ معشوقه به دستِ دگران خواهد بود

بازگشت به سروده‌های حافظ