غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۰

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دانی که چنگ و عود چه تَقریر می‌کنند؟

پنهان خورید باده که تَعزیر می‌کنند

۲

ناموسِ عشق و رونقِ عُشّاق می‌بَرند

عیبِ جوان و سرزنشِ پیر می‌کنند

۳

جز قلبِ تیره هیچ نشد حاصل و هنوز

باطل در این خیال که اِکسیر می‌کنند

۴

گویند رمزِ عشق مگویید و مشنوید

مشکل حکایتیست که تَقریر می‌کنند

۵

ما از برونِ در شده مغرورِ صد فریب

تا خود درونِ پرده چه تدبیر می‌کنند

۶

تشویشِ وقتِ پیرِ مغان می‌دهند باز

این سالِکان نگر که چه با پیر می‌کنند

۷

صد مُلکِ دل به نیم نظر می‌توان خرید

خوبان در این معامله تقصیر می‌کنند

۸

قومی به جِدّ و جهد نهادند وصلِ دوست

قومی دگر حواله به تقدیر می‌کنند

۹

فِی‌الجُمله اعتماد مکُن بر ثباتِ دهر

کـ‌این کارخانه‌ایست که تغییر می‌کنند

۱۰

مِی خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب

چون نیک بنگری همه تزویر می‌کنند

بازگشت به سروده‌های حافظ