غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۹

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند

چون به خلوت می‌روند آن کارِ دیگر می‌کنند!

۲

مشکلی دارم، زِ دانشمندِ مجلس بازپرس

توبه‌فرمایان، چرا خود توبه کم‌تر می‌کنند؟

۳

گوییا باور نمی‌دارند روزِ داوری

کاین همه قَلب و دَغَل در کارِ داور می‌کنند

۴

یا رب این نُودولَتان را با خَرِ خودْشان نشان

کاین همه ناز از غلامِ تُرک و اَسْتَر می‌کنند

۵

ای گدای خانِقَه، بَرْجَه که در دِیرِ مُغان

می‌دهند آبی و دل‌ها را توانگر می‌کنند

۶

حُسنِ بی‌پایان او، چندان که عاشق می‌کُشد

زمرهٔ دیگر به عشق از غیب سَر بَر می‌کنند

۷

بر درِ می‌خانهٔ عشق ای مَلَک، تسبیح گوی

کاَندر آنجا، طینَتِ آدم مُخَمَّر می‌کنند

۸

صبح‌دم از عرش می‌آمد خروشی، عقل گفت

«قُدسیان گویی که شعرِ حافظ از بَر می‌کنند»

بازگشت به سروده‌های حافظ