غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۰

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

زاهدِ خلوت‌نشین، دوش به مِیخانه شد

از سرِ پیمان بِرَفت، با سرِ پیمانه شد

۲

صوفیِ مجلس که دی، جام و قدح می‌شکست

باز به یک جرعه می، عاقل و فرزانه شد

۳

شاهدِ عهدِ شباب، آمده بودش به خواب

باز به پیرانه‌سر‌، عاشق و دیوانه شد

۴

مُغْ‌بَچه‌ای می‌گذشت، راهزنِ دین و دل

در پِیِ آن آشنا، از همه بیگانه شد

۵

آتشِ رخسارِ گُل، خرمنِ بلبل بسوخت

چهرهٔ خندانِ شمع، آفتِ پروانه شد

۶

گریهٔ شام و سحر، شُکر که ضایع نگشت

قطرهٔ بارانِ ما، گوهرِ یک‌دانه شد

۷

نرگسِ ساقی بِخوانْد، آیتِ افسون‌گری

حلقهٔ اورادِ ما، مجلسِ افسانه شد

۸

منزلِ حافظ کنون، بارگهِ پادشاست

دل بَرِ دل‌دار رفت، جان بَرِ جانانه شد

بازگشت به سروده‌های حافظ