گل بیرخِ یار خوش نباشد
بیباده بهار خوش نباشد
این شعر بیانگر این است که زیباییها و لذتها در زندگی بدون حضور یار و چیزهایی که به آنها رنگ و روح میدهند، بیمعنی و ناپایدارند. شاعر اشاره میکند که گل، باده، و زیباییهای طبیعت بدون عشق و محبت نمیتوانند خوشایند باشند. همچنین تأکید میکند که هر تجربه یا جزئی از زندگی که به عشق و زیبایی مرتبط نباشد، ارزش آنچنانی نخواهد داشت. در نهایت، حافظ به ارزش زندگی و عشق میپردازد و میگوید که بدون اینها، زندگی به درستی و خوشی نخواهد گذشت.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گل بیرخِ یار خوش نباشد
بیباده بهار خوش نباشد
طَرفِ چمن و طوافِ بستان
بیلالهعذار خوش نباشد
رقصیدن سرو و حالتِ گُل
بیصوتِ هَزار خوش نباشد
با یارِ شکرلبِ گلاندام
بیبوس و کنار خوش نباشد
هر نقش که دستِ عقل بندد
جز نقشِ نگار، خوش نباشد
جان نقدِ مُحَقَّر است حافظ
از بهرِ نثار خوش نباشد