یارم چو قدحْ به دست گیرد
بازارِ بُتانْ شکست گیرد
در این شعر شاعر به زیبایی بیهمتای خود و چشمان خمار و مست او پرداخته که هنگامی که زیبایی او چهره مینماید تمام زیبایان شهر را و بتهای بتکدهها را بیرونق میکند. و نیز وقتی که در کوی و برزن ظاهر میشود تمام مردم کشته روی زیبای او میگردند و فریاد بر میآورند که این مست بیپروا را بگیرید. شاعر همچون یک ماهی در دریایی عظیم افتاده که شانس کمی برای رسیدن به صیاد خود دارد و آرزو میکند که شکار یار خود گردد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یارم چو قدحْ به دست گیرد
بازارِ بُتانْ شکست گیرد
هر کس که بدیدْ چشم او گفت
کو محتسبی که مست گیرد؟
در بحرْ فِتادهام چو ماهی
تا یار مرا به شَست گیرد
در پاشْ فِتادهام به زاری
آیا بُوَد آن که دست گیرد؟
خُرَّم دلِ آن که همچو حافظ
جامی ز مِیِ اَلَست گیرد