دوستان دخترِ رَز توبه ز مستوری کرد
شد سویِ محتسب و کار به دستوری کرد
در این شعر، شاعر به توصیف وضعیت عاشقانه و لحظات شادی و نوشیدن عرق میپردازد. دختر رز به زندگی اجتماعی و کارهای خود باز میگردد و دیگران را به جشن و شادی دعوت میکند. او از دلایل دوری خود میگوید و نوید روزهای شاد را میدهد. همچنین به این نکته اشاره میکند که عشق و شادیهای عمیقتر از ظواهر دینی و زاهدانه است. شاعر به زیبایی و لطافت عشق اشاره کرده و در نهایت هشدار میدهد که باید از حسادت و خودخواهی پرهیز کرد و به فروتنی اهمیت داد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دوستان دخترِ رَز توبه ز مستوری کرد
شد سویِ محتسب و کار به دستوری کرد
آمد از پرده به مجلس عَرَقَش پاک کنید
تا نگویند حریفان که چرا دوری کرد
مژدگانی بده ای دل که دگر مطربِ عشق
راهِ مستانه زد و چارهٔ مخموری کرد
نه به هفت آب، که رنگش به صد آتش نرود
آن چه با خرقهٔ زاهد، مِی انگوری کرد
غنچهٔ گُلبُنِ وصلم ز نسیمش بِشِکُفت
مرغ خوشخوان طرب از برگِ گلِ سوری کرد
حافظ افتادگی از دست مده زان که حسود
عِرض و مال و دل و دین در سرِ مغروری کرد