غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۳

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

صوفی نَهاد دام و سَرِ حُقِّه، باز کَرْد

بُنْیادِ مَکْر با فَلَکِ حُقِّه‌باز کَرْد

۲

بازیِ چَرْخ بِشْکَنَدَش بِیْضِه دَر کُلاه

زیرا که عَرْضِ شُعْبَدِه با اَهْلِ راز کَرْد

۳

ساقی بیا که شاهِدِ رَعْنایِ صوفیان

دیگَر به جِلْوِه آمد و آغازِ ناز کَرْد!

۴

این مُطْرِب اَز کُجاست که سازِ عِراق ساخت؟

وآهَنْگِ بازگَشْت به راهِ حِجاز کَرْد؟

۵

ای دِل بیا که ما بِه پَناهِ خُدا رَویم

زآنْچ آسْتینِ کوتَه و دَسْتِ دِراز کَرْد

۶

صَنْعَت مَکُن که هَرکِه مُحَبَّت نَه راسْت باخْت

عِشْقَش به رویِ دِل، دَرِ مَعْنی، فَراز کَرْد

۷

فَرْدا که پیشگاهِ حَقیقَت شَوَد پَدید

شَرْمَنْدِه رَهْرُوی کِه عَمَل بَر مَجاز کَرْد

۸

اِی کَبْکِ خوش‌خُرام، کُجا می‌رَوی؟ بِایست!

غَرِّه مَشو که گُرْبِهٔ زاهِد، نَماز کَرْد

۹

«حافِظ»! مَکُن مَلامَتِ رِنْدان! که دَر اَزَل

ما را خُدا زِ زُهْدِ ریا، بی‌نیاز کَرْد

بازگشت به سروده‌های حافظ