مطربِ عشق عجب ساز و نوایی دارد
نقشِ هر نغمه که زد راه به جایی دارد
این شعر درباره عشق و تأثیر آن بر زندگی انسانهاست. شاعر اشاره میکند که عشق یک ساز و نوا دارد که به هر جایی میرسد و عالم نباید از نالههای عاشقان خالی باشد. او به مقام معنوی پیران و تجربههایشان اشاره میکند و میگوید که حتی اگر آنها از دنیای مادی بیبهره باشند، دارای صفات خداوندی هستند. شاعر مگس قندپرست را به عنوان نمادی از عشق معرفی میکند و تأکید میکند که عشق و محبت همیشه به عدالت میانجامد. او همچنین از درد عشق و نبود درمان برای آن سخن میگوید و به اهمیت اعمال و رفتار در عشق اشاره دارد. در نهایت، شاعر از دعای دیگران و محبت آنها به خود نیز یاد میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مطربِ عشق عجب ساز و نوایی دارد
نقشِ هر نغمه که زد راه به جایی دارد
عالَم از نالهٔ عُشّاق مبادا خالی
که خوشآهنگ و فرحبخش هوایی دارد
پیر دُردیکَش ما گرچه ندارد زر و زور
خوش عطابخش و خطاپوش خدایی دارد
محترم دار دلم کاین مگسِ قندپَرست
تا هواخواهِ تو شد فَرِّ هُمایی دارد
از عدالت نَبُوَد دور گَرَش پُرسد حال
پادشاهی که به همسایه گدایی دارد
اشکِ خونین بنمودم به طبیبان گفتند
دردِ عشق است و جگرسوز دوایی دارد
ستم از غمزه میاموز که در مذهبِ عشق
هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد
نغز گفت آن بتِ ترسابچهٔ بادهپرست
شادیِ رویِ کسی خور که صفایی دارد
خسروا حافظ درگاهنشین فاتحه خواند
وز زبان تو تمنای دعایی دارد