غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۶

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

کسی که حُسن و خَطِ دوست در نظر دارد

محقَق است که او حاصل بصر دارد

۲

چو خامه در رهِ فرمانِ او، سرِ طاعت

نهاده‌ایم مگر او به تیغ بردارد

۳

کسی به وصلِ تو چون شمع یافت پروانه

که زیرِ تیغِ تو هر دم سری دگر دارد

۴

به پای‌بوس تو دستِ کسی رسید که او

چو آستانه بدین در، همیشه سر دارد

۵

ز زهدِ خشک ملولم‌، کجاست بادهٔ ناب‌؟

که بویِ باده مدامم دماغ تر دارد

۶

ز باده هیچت اگر نیست، این نه بس که تو را

دمی ز وسوسهٔ عقل بی‌خبر دارد؟

۷

کسی که از رهِ تقوا قدم برون ننهاد

به عزمِ میکده اکنون رهِ سفر دارد

۸

دل‌ِ شکستهٔ حافظ به خاک خواهد برد

چو لاله، داغ هوایی‌، که بر جگر دارد

بازگشت به سروده‌های حافظ