کسی که حُسن و خَطِ دوست در نظر دارد
محقَق است که او حاصل بصر دارد
شاعر در این شعر، به عشق و وابستگی به معشوق پرداخته است. او بیان میکند که کسی که در جستجوی زیباییهای دوست است، محقق و آگاه به مسائل اصلی زندگی است. او خود را در مسیر اطاعت از معشوق قرار داده و منتظر است تا معشوق با عشق خود به او پاسخ دهد. شاعر نشان میدهد که عشق به معشوق باعث میشود انسان مانند شمعی پروانهوار بسوزد و هر لحظه تحت تاثیر عشق، دستخوش تغییر شود. شاعر به زهد خشک اشاره کرده و از بادهای ناب میخواهد تا از زهد خسته شده و عقل را از وسوسههای خود آزاد کند. همچنین، او به سفر به میکده اشاره میکند، جایی که از خود و تقوا دور شده و به عشق متکی است. در پایان، دل شکستهی حافظ به درد و رنجی میماند که با درد و سوزش همچون لاله در خاک خواهد ماند. این شعر به زیبایی احساسات عمیق عشق و فراق را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کسی که حُسن و خَطِ دوست در نظر دارد
محقَق است که او حاصل بصر دارد
چو خامه در رهِ فرمانِ او، سرِ طاعت
نهادهایم مگر او به تیغ بردارد
کسی به وصلِ تو چون شمع یافت پروانه
که زیرِ تیغِ تو هر دم سری دگر دارد
به پایبوس تو دستِ کسی رسید که او
چو آستانه بدین در، همیشه سر دارد
ز زهدِ خشک ملولم، کجاست بادهٔ ناب؟
که بویِ باده مدامم دماغ تر دارد
ز باده هیچت اگر نیست، این نه بس که تو را
دمی ز وسوسهٔ عقل بیخبر دارد؟
کسی که از رهِ تقوا قدم برون ننهاد
به عزمِ میکده اکنون رهِ سفر دارد
دلِ شکستهٔ حافظ به خاک خواهد برد
چو لاله، داغ هوایی، که بر جگر دارد