غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۷

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

حُسن تو همیشه در فزون باد

رویت همه ساله لاله‌گون باد

۲

اندر سرِ ما خیالِ عشقت

هر روز که باد در فزون باد

۳

هر سرو که در چمن درآید

در خدمتِ قامتت نگون باد

۴

چشمی که نه فتنهٔ تو باشد

چون گوهرِ اشک غرقِ خون باد

۵

چشمِ تو ز بهرِ دلربایی

در کردنِ سحر ذوفنون باد

۶

هر جا که دلیست در غمِ تو

بی صبر و قرار و بی سکون باد

۷

قَدِّ همه دلبرانِ عالم

پیشِ الفِ قَدَت چو نون باد

۸

هر دل که ز عشقِ توست خالی

از حلقهٔ وصلِ تو برون باد

۹

لعلِ تو که هست جانِ حافظ

دور از لبِ مردمانِ دون باد

بازگشت به سروده‌های حافظ