غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۴

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

جمالت آفتابِ هر نظر باد

ز خوبی رویِ خوبت خوب‌تر باد

۲

هُمای زلفِ شاهین شهپرت را

دلِ شاهانِ عالم زیرِ پَر باد

۳

کسی کو بستهٔ زلفت نباشد

چو زلفت درهم و زیر و زبر باد

۴

دلی کو عاشقِ رویت نباشد

همیشه غرقه در خونِ جگر باد

۵

بُتا چون غَمزه‌ات ناوَک فشاند

دلِ مجروحِ من پیشش سپر باد

۶

چو لعل شکَّرینَت بوسه بخشد

مذاقِ جانِ من زو پُرشِکر باد

۷

مرا از توست هر دم تازه عشقی

تو را هر ساعتی حُسنی دگر باد

۸

به جان، مشتاق روی توست حافظ

تو را در حالِ مشتاقان نظر باد

بازگشت به سروده‌های حافظ