شراب و عیش نهان چیست؟ کارِ بیبنیاد
زدیم بر صفِ رندان و هر چه بادا باد
در این شعر شاعر سؤالی مطرح میکند و خود آنرا پاسخ میدهد که غصه نخوردن و کار بیبنیاد کردن، رمز شادی است و آنکه آدمی با فکر کردن و غصه خوردن نمیتواند رازهای هستی و چرایی چرخشهای روزگار را بیابد و سپهر و روزگار هزارانهزار از آن چیزهایی که ما آنرا جور و ستم روزگار میبینیم، بهیاد دارد. و چیزی که شایسته احترام و ارزشمند است جام باده است که باید با ادب آنرا بر دست گرفت. شاعر در طبیعت بهاری لالههای سرخ را میبیند که از اشکهای خونین عاشقان ناکام روییده است و میبیند که گل لاله تا روزیکه زنده است جام باده را از دست فرو نمیگذارد. در پایان شاعر به شادنوشی و بادهنوشی با نوای چنگ و ساز تاکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شراب و عیش نهان چیست؟ کارِ بیبنیاد
زدیم بر صفِ رندان و هر چه بادا باد
گره ز دل بگشا وز سپهر یاد مکن
که فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد
ز انقلابِ زمانه عجب مدار که چرخ
از این فسانه هزاران هزار دارد یاد
قدح به شرطِ ادب گیر زان که ترکیبش
ز کاسهٔ سرِ جمشید و بهمن است و قباد
که آگه است که کاووس و کی کجا رفتند؟
که واقف است که چون رفت تخت جم، بر باد؟
ز حسرتِ لبِ شیرین هنوز میبینم
که لاله میدمد از خونِ دیدهٔ فرهاد
مگر که لاله بدانست بیوفاییِ دهر
که تا بزاد و بِشُد، جامِ می ز کف نَنَهاد
بیا بیا که زمانی ز می خراب شویم
مگر رسیم به گنجی در این خراب آباد
نمیدهند اجازت مرا به سِیرِ سفر
نسیمِ بادِ مُصَلّا و آبِ رُکن آباد
قدح مگیر چو حافظ مگر به نالهٔ چنگ
که بستهاند بر ابریشمِ طرب دلِ شاد