غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۶

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دردِ ما را نیست درمان الغیاث

هجرِ ما را نیست پایان الغیاث

۲

دین و دل بردند و قَصدِ جان کنند

الغیاث از جورِ خوبان، الغیاث

۳

در بهایِ بوسه‌ای جانی طلب

می‌کنند این دلسِتانان الغیاث

۴

خونِ ما خوردند این کافَردلان

ای مسلمانان چه درمان؟ الغیاث

۵

هم‌چو حافظ روز و شب بی‌خویشتن

گَشته‌ام سوزان و گریان الغیاث

بازگشت به سروده‌های حافظ