غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بُلْبُلی، بَرگِ گُلی خوش‌رَنْگ در مِنْقار داشت

و اندر آن بَرْگ و نَوا، خوش ناله‌هایِ زار داشت

۲

گفتمش: «در عِیْنِ وَصْل‌، این نالِه و فَرْیاد چیست؟»

گفت: «ما را جِلْوِه‌یِ مَعْشوق در این کار داشت»

۳

یار اگر نَنْشَسْت با ما نیست جایِ اِعْتِراض

پادشاهی کامْران بود، از گدایی عار داشت

۴

دَرنمی‌گیرد نیاز و نازِ ما با حُسْنِ دوست

خُرَّم آن کز نازنینان‌، بَخْتِ بَرخوردار داشت

۵

خیز تا بر کِلْکِ آن نَقّاش‌، جان، اَفْشان کُنیم

کاین هَمِه نَقْشِ عَجَب در گَرْدِشِ پَرْگار داشت

۶

گر مُریدِ راهِ عِشْقی، فِکْرِ بَدنامی مَکُن

شِیْخِ صَنْعان، خِرْقِه، رَهْنِ خانِهٔ خَمّار داشت

۷

وَقْتِ آن شیرین‌قَلَنْدَر خوش که در اَطْوارِ سِیْر

ذِکْرِ تَسْبیحِ مَلَک در حَلْقِه‌یِ زُنّار داشت

۸

چَشْمِ «حافظ»، زیرِ بامِ قَصْرِ آن حوری‌سِرِشْت

شیوِه‌یِ جَنّاتُ تَجْری تَحْتِهَا الاَنهار داشت

بازگشت به سروده‌های حافظ