غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی‌ست

حالِ هجران تو چه دانی که چه مشکل حالی‌ست؟

۲

مردم دیده ز لطفِ رخِ او در رخِ او

عکس خود دید، گمان برد که مشکین خالی‌ست

۳

می‌چکد شیر هنوز از لبِ هم‌چون شکرش

گر چه در شیوه‌گری هر مژه‌اش قَتّالی‌ست

۴

ای که انگشت‌نمایی به کرم در همه شهر

وه که در کارِ غریبان، عَجَبَت اِهمالی‌ست

۵

بعد از اینم نَبُوَد شائبه در جوهرِ فرد

که دهانِ تو در این نکته خوش استدلالی‌ست

۶

مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد

نیّتِ خیر مگردان که مبارک فالی‌ست

۷

کوهِ اندوهِ فراقت به چه حالت بکِشد؟

حافظِ خسته که از ناله تنش چون نالی‌ست

بازگشت به سروده‌های حافظ