غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

آن سیه‌چَرده که شیرینیِ عالَم با اوست

چَشْمِ مِیگون، لبِ خَندان، دِلِ خُرَّم با اوست

۲

گرچه شیرین‌‌دَهَنان پادشهان‌اند ولی

او سلیمانِ زمان است که خاتَم با اوست

۳

روی خوب است و کمالِ هنر و دامن پاک

لاجَرَم، هِمَّتِ پاکانِ دو عالَم با اوست

۴

خالِ مُشْکین که بدان عارِضِ گَنْدُمگون است

سِرِّ آن دانه که شُد رَهْزَنِ آدَم با اوست

۵

دلبرم، عَزْمِ سَفَر کَرْد خُدا را یاران

چه کُنَم با دِلِ مجروح؟ که مَرْهَم با اوست

۶

با که این نکته توان گفت که آن سنگین‌‌دِل

کُشْت ما را و دَمِ عیسیِ مَریم با اوست؟

۷

«حافظ» از مُعْتَقِدان است گرامی دارَش!

زان که بخشایشِ بس روحِ مُکَرَّم با اوست

بازگشت به سروده‌های حافظ