غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

منم که گوشهٔ میخانه، خانقاهِ من است

دعایِ پیرِ مُغان، وِرْدِ صُبْحگاهِ من است

۲

گَرَم ترانهٔ چنگ صَبوح نیست چه باک

نوایِ من به سَحَر، آهِ عُذْرخواهِ من است

۳

ز پادشاه و گِدا، فارِغم بِحَمْدِالله

گِدایِ خاکِ دَرِ دوست، پادشاهِ من است

۴

غَرَض زِ مَسْجِد و مِیخانه‌ام، وِصالِ شماست

جُز این خیال ندارم، خُدا، گُواهِ من است

۵

مَگَر به تیغِ اَجَل، خیمه بَرکَنَم ور نی

رَمیدن از دَرِ دولت، نه رَسْم و راهِ من است

۶

از آن زَمان که بر این آسْتان نَهادم روی

فَرازِ مَسْنَدِ خورشید، تِکْیِه‌گاهِ من است

۷

گُناه اگرچه نبود اختیارِ ما، «حافظ»!

تو در طریقِ اَدَب باش، گو گُناهِ من است

بازگشت به سروده‌های حافظ