غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

حالِ دل با تو گفتنم، هوس است

خبرِ دل شِنُفتَنَم، هوس است

۲

طَمَعِ خام بین که قِصهٔ فاش

از رقیبان نَهُفتَنَم، هوس است

۳

شبِ قدری چنین عزیزِ شریف

با تو تا روز خُفتنم، هوس است

۴

وه که دُردانه‌ای چنین نازک

در شبِ تار سُفتنم، هوس است

۵

ای صبا امشبَم مَدَد فرمای

که سحرگه شکفتنم، هوس است

۶

از برای شَرَف به نوُکِ مژه

خاکِ راهِ تو رفتنم، هوس است

۷

همچو حافظ به رَغمِ مُدَعیان

شعرِ رندانه گفتنم، هوس است

بازگشت به سروده‌های حافظ