ساقی به نورِ باده برافروز جامِ ما
مطرب بگو که کارِ جهان شُد به کامِ ما
برداشت: غزل با لحنی شادمانه آغاز شدهاست. از ساقی میخواهد که جام را با نور ِ باده روشن و گلگون کند. و از مطرب میخواهد که غزلی بگوید؛ که جهان به کام ِ ما شدهاست. برافروختن ِ جام، در معنایِ روشن کردن، تشبیه ِ شراب به آتش است که در مشعل ِ جام قرار میگیرد و فروزان میشود. بگو در معنایِ سخن بگو، این معنا را میتواند برساند که از مطرب خواسته است، به همه بگوید و اطلاع دهد که کار ِ جهان به کام ِ ما شدهاست. بگو، معنایِ سرودن و آواز خواندن هم دارد. در این معنا، میتوان گفت که از مطرب خواسته که نغمهئی بخواند. به این دلیل که کار ِ جهان به کام ِ ما شده است. یعنی به شادباش ِ آن که کار ِ جهان به کام ِ ایشان شده، بزمی ترتیب داده و از ساقی میخواهد که آتش ِ جام را بر فروزد و از مطرب میخواهد که نغمهئی طربانگیز بخوانَد.
هوش مصنوعی