غزلیات

غزل شمارهٔ ۶

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

به مُلازِمانِ سلطان، که رساند این دعا را؟

که به شُکرِ پادشاهی، زِ نظر مَران گدا را

۲

ز رقیبِ دیوسیرت، به خدای خود پناهم

مَگَر آن شهابِ ثاقِب مددی دهد، خدا را!

۳

مُژِه‌یِ سیاهت اَرْ کرد به خونِ ما اشارت

ز فریبِ او بیندیش و غلط مکن، نگارا

۴

دلِ عالمی بِسوزی چُو عِذار بَرفُروزی

تو از این چه سود داری، که نمی‌کنی مدارا؟

۵

همه‌شب در این اُمیدم که نسیمِ صبحگاهی

به پیام آشنایان، بنوازد آشنا را

۶

چه قیامت است جانا، که به عاشقان نمودی؟

دل و جان فدای رویت، بِنَما عِذار ما را

۷

به خدا، که جرعه‌ای دِه تو به حافظِ سحرخیز

که دعایِ صبحگاهی، اثری کند شما را

بازگشت به سروده‌های حافظ