صلاحِ کار کجا و منِ خراب کجا؟
ببین تفاوتِ رَه کز کجاست تا به کجا
در این شعر، شاعر به بررسی تفاوتهای زندگی و مسیری که انسانها طی میکنند، میپردازد. او از گمراهی و ناپایداری روزگار میگوید و به تضاد بین معنویت و لذتهای دنیوی اشاره میکند. همچنین، ابراز میکند که دلش تنگ شراب ناب و دور از ریا و چاپلوسی است و به زیبایی و آسایش حقیقی اشاره دارد. او به رندی و تقوا پرداخته و نشان میدهد که در زندگی واقعی، انتخابهای ما چقدر اهمیت دارند. در نهایت، شاعر به انتظار و آرزویی که از وصال محبوب دارد، میپردازد و میگوید که در این دنیای متغیر، آرامش و خواب همواره دستنیافتنی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
صلاحِ کار کجا و منِ خراب کجا؟
ببین تفاوتِ رَه کز کجاست تا به کجا
دلم ز صومعه بگرفت و خِرقِهٔ سالوس
کجاست دِیرِ مُغان و شرابِ ناب کجا؟
چه نسبت است به رِندی صَلاح و تقوا را؟
سماعِ وَعظ کجا نغمهٔ رَباب کجا؟
ز رویِ دوست دلِ دشمنان چه دریابد؟
چراغِ مُرده کجا؟ شمعِ آفتاب کجا؟
چو کُحلِ بینشِ ما خاکِ آستانِ شماست
کجا رَویم بفرما ازین جناب، کجا؟
مَبین به سیبِ زَنَخدان که چاه در راه است
کجا همی رَوی ای دل بدین شتاب کجا؟
بِشُد! که یادِ خوشش باد روزگارِ وصال
خود آن کِرِشمه کجا رفت و آن عِتاب کجا؟
قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست
قرار چیست صبوری کدام و خواب کجا؟