به سمع خواجه رسان ای ندیم وقتشناس
به خلوتی که در او اجنبی صبا باشد
در این شعر، شاعر از ندیمی خواسته که به خواجه بگوید در خلوتی که نسیم خوشی میوزد، لطیفهای برای او بگوید تا او را بخنداند. سپس از آن دوست میخواهد که با لطف و کرم از خواجه بپرسد که آیا میتواند خواستهای داشته باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به سمع خواجه رسان ای ندیم وقتشناس
به خلوتی که در او اجنبی صبا باشد
لطیفهای به میان آر و خوش بخندانش
به نکتهای که دلش را بدان رضا باشد
پس آنگهش ز کرم این قدر به لطف بپرس
که گر وظیفه تقاضا کنم روا باشد