دادگرا تو را فلک جرعه کش پیاله باد
دشمن دل سیاه تو غرقه به خون چو لاله باد
این شعر به ستایش و تمجید از مقام و منزلت فردی خاص میپردازد. شاعر به زیبایی و بلندی مقام او اشاره میکند و او را همچون قمر و نور جهان معرفی میکند. او همچنین از دشمنیها و حسادتهایی که ممکن است به او برخورد کند صحبت میکند و آرزو دارد که زندگیاش پر از خوشیها و فراوانیها باشد. شعر به نوعی ابراز محبت و ارادت به شخص مورد نظر است و به خصوصیات زیبا و مثبت او تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دادگرا تو را فلک جرعه کش پیاله باد
دشمن دل سیاه تو غرقه به خون چو لاله باد
ذروهٔ کاخ رتبتت راست ز فرط ارتفاع
راهروان وهم را راه هزار ساله باد
ای مه برج منزلت چشم و چراغ عالمی
بادهٔ صاف دایمت در قدح و پیاله باد
چون به هوای مدحتت زهره شود ترانهساز
حاسدت از سماع آن محرم آه و ناله باد
نه طبق سپهر و آن قرصهٔ ماه و خور که هست
بر لب خوان قسمتت سهلترین نواله باد
دختر فکر بکر من محرم مدحت تو شد
مهر چنان عروس را هم به کفت حواله باد