خسروا گوی فلک در خم چوگان تو شد
ساحت کون ومکان عرصهٔ میدان تو باد
این شعر به توصیف عظمت و شکوه یک شخصیت مهم و اثرگذار در هستی میپردازد. شاعر با استفاده از استعارهها و تصاویر زیبا، نشان میدهد که چگونه این شخصیت (احتمالاً پادشاه یا رهبر) بر همه چیز در جهان تسلط دارد و هر چیز به فرمان اوست. شعر همچنین به پیروزی و جلال او اشاره میکند و از زیباییها و ویژگیهای او به عنوان نماینده قدرت و عظمت بهره میبرد. بهطور کلی، این اثر به ستایش و بزرگداشت یک فرد خاص و جایگاه او در عالم هستی میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خسروا گوی فلک در خم چوگان تو شد
ساحت کون ومکان عرصهٔ میدان تو باد
زلف خاتون ظفر شیفتهٔ پرچم توست
دیدهٔ فتح ابد عاشق جولان تو باد
ای که انشاء عطارد صفت شوکت توست
عقل کل چاکر طغراکش دیوان تو باد
طیرهٔ جلوهٔ طوبی قد چون سرو تو شد
غیرت خلد برین ساحت ایوان تو باد
نه به تنها حیوانات و نباتات و جماد
هر چه در عالم امر است به فرمان تو باد