چشمت که فسون و رنگ میبارد از او
افسوس که تیر جنگ میبارد از او
در این شعر، شاعر از جذابیت و فریبندگی چشم معشوق صحبت میکند که دل را میبرد، اما در عین حال، درد و زخم جنگ و جدایی از او را نیز احساس میکند. او به زودی از ناپایداری و دلزدگی دوستانش ناراحت میشود و به دل خود افسوس میخورد که همچون سنگی سرد شده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چشمت که فسون و رنگ میبارد از او
افسوس که تیر جنگ میبارد از او
بس زود ملول گشتی از همنفَسان
آه از دل تو که سنگ میبارد از او