در سنبلش آویختم از روی نیاز
گفتم «من سودازده را کار بساز»
شاعر به عشق و نیاز خود اشاره میکند و از محبوبش میخواهد که در لحظههای خوش زندگی همراهش باشد. او از محبوب میخواهد که لبش را بگیرد و زلفش را بر سر بگذارد، تا از زندگی لذت ببرد و به جای نگرانی برای عمر طولانی، در لحظات شاد زیست کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در سنبلش آویختم از روی نیاز
گفتم «من سودازده را کار بساز»
گفتا که «لبم بگیر و زلفم بگذار»
در عیش خوش آویز، نه در عمر دراز