هر دوست که دَم زد زِ وفا، دشمن شد
هر پاکرُوی که بود، تَردامن شد
در این اشعار، شاعر به این نکته اشاره میکند که هر دوستی که از وفا صحبت میکند، ممکن است به عنوان یک دشمن ظاهر شود. همچنین، هر کسی که به نظر پاک و معصوم میرسد، ممکن است به دلیل طمع و خیانت ناپاک باشد. در انتها، شاعر با اشاره به شب آبستن، از عجیب بودن وضعیتی سخن میگوید که در آن مردی وجود ندارد، در حالی که وضعیت بارداری به وجود آمده است. این ابیات به تضادها و مشکلات در روابط انسانی اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هر دوست که دَم زد زِ وفا، دشمن شد
هر پاکرُوی که بود، تَردامن شد
گویند شب آبِستَن و این است عجب
کـاو مَرد ندید، از چه آبستن شد؟