اشعار منتسب

شمارهٔ ۱۱۸ - در اصل از آن عبدالمجید تبریزی شاعر پیشکسوت حافظ

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

اگر ز کوی تو بویی به من رساند باد

به مژده جان و جهان را به باد خواهم داد

۲

اگر چه گرد برانگیختی ز هستی من

غباری از من خاکی به دامنت مرساد

۳

چو در به روی من ای نور دیده در بستی

دگر جهان در شادی به روی من نگشاد

۴

خیال روی توام دیده می‌کند پُر خون

هوای زلف توام عمر می‌دهد بر باد

۵

نه در برابر چشمی نه غایب از نظرم

نه یاد می‌کنی از من، نه می‌روی از یاد

۶

به جای طعنه اگر تیغ می‌زند دشمن

ز دوست دست نداریم، هر چه باداباد

۷

ز دست عشق تو عبدالمجید جان نبرد

که جان ز محنت شیرین نمی‌برد فرهاد

بازگشت به سروده‌های حافظ