اشعار منتسب

شمارهٔ ۷۵

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نصیبِ من چو خرابات کرده است اِله

در این میانه بگو، زاهدا! مرا چه گناه‌؟

۲

کسی که در ازلش، جام مِیْ نصیب افتاد

چرا به حشر کنند، این گناه از او در خواه‌؟

۳

بگو به زاهدِ سالوسِ خرقهْ پوشِ دو رُوی:

که دستِ زرق دراز است و آستین کوتاه

۴

تو خرقه را، ز برای ریا همی پوشی

که تا به زرق بری، بندگانِ حق از راه

۵

غلامِ همّتِ رندانِ بی‌سروپایم!

که هر دو کَوْن نیارزد به پیششان یک کاه

۶

مراد من ز خرابات، چون که حاصل شد

دلم ز مدرسه و خانقاه گشت سیاه

۷

برو گدای دَرِ هر گدای شو حافظ!

تو این مراد نیابی، مگر به شیءِ اللّٰه

بازگشت به سروده‌های حافظ