اشعار منتسب

شمارهٔ ۵۹

سرودهٔ حافظ
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دل مبند ای مرد بخرد بر سخای عمر و زید

کس نمی‌داند که کارش از کجا خواهد گشاد

۲

رو توکل کن نمی‌دانی که نوک کلک من

نقش هر صورت که زد رنگی دگر بیرون فتاد

۳

شاه هرموزم ندید و بی سخن صد لطف کرد

شاه یزدم دید و مدحش کردم و هیچم نداد

۴

کار شاهان این چنین باشد تو ای حافظ مرنج

داور و روزی‌رسان توفیق و نصرتْشان دهاد

بازگشت به سروده‌های حافظ