اِی ظُلْمِ تو، مُخَرِّبِ مُلْکِ یَزیدیان
لاف اَز عَلْی مَزَن که یَزیدِ دوم تویی
این شعر به انتقاد از ظلم و فساد حکومت یزیدیان میپردازد و نویسنده با استفاده از تمثیلها و کنایهها، یزید را نقد میکند. او میگوید که یزید حتی ادعاهای بزرگ دارد اما در حقیقت همانند یزید دوم است که ظلم میکند. از عیسی و هنر سخن میگوید و به حرام زادگی و عواقب آن اشاره میکند. همچنین به جایگاههای مختلف و افرادی که زیر ظلم او مدفون شدهاند، اشاره میکند. در نهایت، شاعر به یزید حمله میکند و او را به دلیل رفتارهایش مورد سرزنش قرار میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اِی ظُلْمِ تو، مُخَرِّبِ مُلْکِ یَزیدیان
لاف اَز عَلْی مَزَن که یَزیدِ دوم تویی
تو، مُنْکِری کِه اَز لَبِ عیسینَفَس مَنَم
مَن، آگَهَم کِه اَز خَرِ دَجّالدُم تویی
لاف از هُنَر مَیار کِه بَر مَرْکَبِ هُنَر
جایِ عِنان مَنَم، مَحَل پارْدُم تویی
اَنْدَر حَرامزادِگی اَز اَسْتَرانِ دَهْر
آن اَرْجَلِ دُرُشْتسَرِ نَرْمسُم تویی
قُمّی و دَرْگُزینی و کاشانیِ وَزیر
دَر خواجِگی، سَرآمَدِگاناَنْد؛ گُم تویی
اَصْحابِ کَهْفوار، زِ نَنْگِ تو، زیرِ خاک
خُفْتَنْد هَر سِه، «رَابِعُهُمْ کَلْبُهُمْ» تویی
«خاقانی»، اُشْتُلُم به زَبانی کُنَد چو تیغ
بِفْکَن سِپَر که بابَتِ این اُشْتُلُم تویی