بس کن خاقانیا ز مدحت دونان
تا ز سگان جان شیر شرزه نجویی
این شعر به انتقاد از ستایش افراد پست و دون میپردازد. شاعر از خاقان میخواهد که از مدح و ستایش این افراد دست بردارد و به جای آن، به نکات برجسته و ارزشمند توجه کند. او به طعنه میگوید که حتی صحبت از این سفلهها بیمعناست و بهتر است که قول ندهد همچنان از آنها یاد کند. به طور کلی، شعر بر لزوم پرهیز از لغوگویی و توجه به افراد با ارزش تأکید دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بس کن خاقانیا ز مدحت دونان
تا ز سگان جان شیر شرزه نجویی
تا به چنین لفظ نام سفله نرانی
ز آب خضر کام مار گَرزه نشویی
هر زه و احسنت هرزه بود که گفتی
نذر کن اکنون که بیش هرزه نگویی