قطعات

شمارهٔ ۳۵۵

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

مِرفَق دهم به حضرت صاحب قصیده‌ای

خوشتر ز اشک مریمی و باد عیسوی

۲

از خلق جعفر دومش آفریده حق

چون زر جعفری همه موزون و معنوی

۳

کز رشک سحرهاش ز حیرت رود به عجز

رای مسیح چون خط ترسا ز کژ روی

۴

گر شعر من به شاه رساند که دولتش

چون ماه عید قبلهٔ عالم شد از نوی

۵

تیغش لباس معجز و ایمان برهنه تن

ای دهر بد کنی که بدان تیغ نگروی

۶

نُه چرخ هشت بیدق شطرنج ملک او

او شاه نصرت از ید بیضای موسوی

۷

رخ دولت است و فرزین صدر است و شاه شاه

فیل و فرس نجوم و سپهر از تهی دوی

۸

من بنده را که قائم شطرنج دانشم

بر نطع آفرین ز سر خاطر قوی

۹

فرزین دل است و شه خرد و رخ ضمیر راست

بیدق رموز تازی و معنی پهلوی

۱۰

چون اسب و فیل نیست دلم خون همی شود

از بهر اسب و فیل دلا خون همی شوی

۱۱

که‌انعام شه که باج ستاند ز ترک و هند

بخشد هم اسب ترکی و هم فیل هندوی

۱۲

شاها تو را چه فخر به بخشیدن اسب و فیل

خود هند و چین دهی به سالی که بشنوی

۱۳

دولت ستانه‌بوس دَرَت باد تا به کام

صد سال تخم عدل بکاری و بدروی

بازگشت به سروده‌های خاقانی