مِرفَق دهم به حضرت صاحب قصیدهای
خوشتر ز اشک مریمی و باد عیسوی
شاعر در این قصیده به تمجید از یک شخصیت برجسته، که به نظر میرسد سلطانی عظیم و با فضیلت باشد، میپردازد. او ویژگیهای ممتاز این شخصیت را به زیبایی توصیف میکند و به مقایسه او با نمادهای مذهبی مانند مسیح و مریم میپردازد. این شخصیت نه تنها از نظر قدرت نظامی و سلطنتی برجسته است، بلکه از نظر معنوی و حکمت نیز در ردیف برترینها قرار میگیرد. شاعر با بیانی جالب، امید و آرزوهایی را برای تداوم حکومت و عدالت او ابراز میکند و بر اهمیت بخشش و عدالت در یادداشتهای تاریخی اشاره میکند. در نهایت، یادآوری میکند که این حکومت به ریشههای فرهنگی و تاریخی عمیق تعلق دارد و باید برای مدتها پایدار بماند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مِرفَق دهم به حضرت صاحب قصیدهای
خوشتر ز اشک مریمی و باد عیسوی
از خلق جعفر دومش آفریده حق
چون زر جعفری همه موزون و معنوی
کز رشک سحرهاش ز حیرت رود به عجز
رای مسیح چون خط ترسا ز کژ روی
گر شعر من به شاه رساند که دولتش
چون ماه عید قبلهٔ عالم شد از نوی
تیغش لباس معجز و ایمان برهنه تن
ای دهر بد کنی که بدان تیغ نگروی
نُه چرخ هشت بیدق شطرنج ملک او
او شاه نصرت از ید بیضای موسوی
رخ دولت است و فرزین صدر است و شاه شاه
فیل و فرس نجوم و سپهر از تهی دوی
من بنده را که قائم شطرنج دانشم
بر نطع آفرین ز سر خاطر قوی
فرزین دل است و شه خرد و رخ ضمیر راست
بیدق رموز تازی و معنی پهلوی
چون اسب و فیل نیست دلم خون همی شود
از بهر اسب و فیل دلا خون همی شوی
کهانعام شه که باج ستاند ز ترک و هند
بخشد هم اسب ترکی و هم فیل هندوی
شاها تو را چه فخر به بخشیدن اسب و فیل
خود هند و چین دهی به سالی که بشنوی
دولت ستانهبوس دَرَت باد تا به کام
صد سال تخم عدل بکاری و بدروی