قطعات

شمارهٔ ۳۵۱ - در هزل

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

اهل بغداد را زنان بینی

طبقات طبق‌زنان بینی

۲

هاون سیم زعفران سایان

فارغ از دستهٔ گران بینی

۳

زعفران‌سای گشته هاون‌ها

تنگ چون تنگ زعفران بینی

۴

حقه‌های بلور سیم‌افشان

هر دو هفته عقیق‌دان بینی

۵

غار سیمین و سبزه پیرامن

در برش چشمهٔ روان بینی

۶

ماده بر ماده اوفتان دو به دو

همچو جوزا و فَرقَدان بینی

۷

چار بالش چو نقره از پس و پیش

دو رِفاده ز پرنیان بینی

۸

چون طبق بر طبق زنند، افغان

در طبق‌های آسمان بینی

۹

کوس‌کوبی است این نه کُس‌کوبی

که همه عالمش فغان بینی

۱۰

ای برادر بیا و جلدی کن

جلْق می‌زن چو آنچنان بینی

۱۱

آب کیرینه رفت و رونق کیر

تا علمشان بدین نشان بینی

۱۲

بس کن این هزل چیست خاقانی

که ز هزل آفت روان بینی

۱۳

گر به نقش زنان فرود آئی

همچو نقش زنان زیان بینی

بازگشت به سروده‌های خاقانی