گویند کز تبی ملک الشرق درگذشت
ای قهر زهردار الهی چنین کنی
این ابیات در مورد مرگ یک پادشاه از سرزمین شرق سخن میگویند. شاعر با حسرت یادآور میشود که مرگ ناگهانی و غیرمنتظره، به ویژه برای جوانان، چه ویرانگری به جا میگذارد. او همچنین به خدا اشاره میکند که چنین حکمی برای انسانها صادر میکند و در نهایت از فاجعهای که به واسطه مرگ ایجاد میشود، ابراز تاسف میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گویند کز تبی ملک الشرق درگذشت
ای قهر زهردار الهی چنین کنی
مرگ از سر جوان جهانجوی تاج برد
ای مرگ ناگهان تو تباهی چنین کنی
شاهی خدای راست که حکم اینچنین کند
او را بدو نمود که شاهی چنین کنی