عالمی بس دیو رای است ارنه من
نام حور مه نقابش کردمی
شاعر در این شعر به وصف یک عالم میپردازد که به شدت به معشوقش دلباخته است. او از زیبایی و دلربایی حور فریبندهاش سخن میگوید و احساسات عمیق خود را نسبت به وی بیان میکند. شاعر از عشق و محبتش نسبت به معشوق غافل نیست و از تلاشش برای جلب توجه و دوستی او میگوید. او در توصیف معشوق از تحلیل و حساب دقیق عشقش میگوید و در نهیب شب به متجلی شدن عشق و زیباییها اشاره میکند. در کل، این شعر به بیان عشق عمیق و توصیف زیباییهای معشوق اختصاص دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عالمی بس دیو رای است ارنه من
نام حور مه نقابش کردمی
ارغوانش زعفران ساید همی
ور نسودی من عتابش کردمی
شهربانووار چون رفتی به راه
من عمروار احتسابش کردمی
مادیانی کو شکیبا شد ز فحل
از ریاضت من رکابش کردمی
گرچه او را حاجت مهماز نیست
راندمی شب چون هبابش کردمی
بر چنین مرکوب سی فرسنگ راه
من ز چشم بد نقابش کردمی
کلک سیمین در دواتش سودمی
بند زرین بر کتابش کردمی
از در عِشرین کتابش خواندمی
وز ره تِسعین حسابش کردمی