قطعات

شمارهٔ ۳۴۰ - در مرثیهٔ اسپهبد کیالواشیر

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چراغ کیان کشته شد کاش من

به مرگش چراغ سخن کشتمی

۲

گرم قوتستی چراغ فلک

به آسیب یک دم زدن کشتمی

۳

گرم دست رفتی به شمشیر صبح

اجل را به دست زَمن کشتمی

۴

سلیمان چو شد کشتهٔ اهرمن

مدد بایدم که‌اهرمن کشتمی

۵

به مازندرانم ظفر بایدی

که دیوانش را تن به تن کشتمی

۶

چو شیرین تن خویشتن را به تیغ

پس از خسرو تیغ زن کشتمی

۷

اگر با صفهود وفا کردمی

به هجران او خویشتن کشتمی

۸

اگر حق مهرش به جای آرمی

طرب را چو گل در چمن کشتمی

۹

دل و دیده بر دست بنهادمی

چو سیماب از آب دهن کشتمی

۱۰

عروسان خاطر دهندی رضا

که چون شمعشان در لگن کشتمی

۱۱

هم او را از آن حاصلی نیستی

وگر خویشتن در حزن کشتمی

۱۲

رفیقا مکش خویشتن در فراق

که گر شایدی کشت من کشتمی

بازگشت به سروده‌های خاقانی