بس کن از سودای خوبان داشتن خاقانیا
کز سر سودا خرد را در سر آرد خیرگی
شاعر در این شعر به این موضوع میپردازد که آرزوی داشتن زیباییهای ظاهری و خوبان، انسان را به جنون و سردرگمی میکشاند. او میگوید که زیباییهای ظاهری مانند آینه هستند؛ این آینهها از بیرون درخشان و نورانی به نظر میرسند اما در درون خود تاریکی دارند. در نهایت، اشاره به این دارد که ارزش واقعی در عمق و باطن چیزها نهفته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بس کن از سودای خوبان داشتن خاقانیا
کز سر سودا خرد را در سر آرد خیرگی
صورت خوبان به معنی چون ببینی آینه است
کز برونسو روشنی دارد درونسو تیرگی