پاکا ملکا قدّ فلک را
جز بهر سجود خم نکردی
این شعر از خاقانی بیانگر احساسات عمیق و دردهای عاشقانه اوست. شاعر به شدت از عدم محبت و توجه معشوق شکایت دارد و اشاره میکند که اگرچه او خود را در مقابل معشوق به سجده درمیآورد، اما معشوق هیچ تلاشی برای پاسخگویی به محبت او نکرده است. شاعر به ظلمی که به او شده اشاره میکند و از معشوق میپرسد که چرا به بدیهای او توجه نکرده و به خوبیها پاسخ نداده است. او همچنین به این نکته اشاره دارد که زمانی که وقت جبران خطاها پیش میآید، معشوق هیچ اقدامی انجام نمیدهد. در نهایت، خاقانی خود را همچون پرندهای عاشق معرفی میکند که تنها به یاد معشوقش مشغول است و از این وضعیت رنج میبرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
پاکا ملکا قدّ فلک را
جز بهر سجود خم نکردی
جلاب خواص درد سر را
الا به سپیده دم نکردی
بر من که پرستشت نکردم
در ناکردن ستم نکردی
آن چیست که از بدی نکردم
وآن چیست که از کرم نکردی
گفتی که کنم جزای جرمت
چون وقت رسید هم نکردی
خاقانی را که مرغ عشق است
جز نامزد حرم نکردی