دیده از کار جهان دربسته به
راه همت زین و آن دربسته به
این شعر به بیان ناامیدی و محدودیتهای زندگی میپردازد. شاعر از مشکلات و موانع مختلفی که در راه دستیابی به آرزوها و دوستیها وجود دارد، سخن میگوید. او دوستان را به عنوان دشمنانی بدتر معرفی میکند و از دلخوشیها که در میان غم و درد پنهان شدهاند، مینالد. همچنین اشاره میکند که تلاش برای ایجاد ارتباطات عمیق به سادگی ممکن نیست و بسیاری از آرزوها و خواستهها به بیحاصل میماند. در مجموع، شعر حسی از افسردگی و احساس محصور بودن را القا میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دیده از کار جهان دربسته به
راه همت زین و آن دربسته به
دوستان از هفت دشمن بدترند
هفت در بر دوستان دربسته به
دل گران بیماریی دارد ز غم
روزن چشم از جهان دربسته به
پشت دست از غم به دندان میخورم
از چنین خوردن دهان دربسته به
چون به صد جان یکدلی نتوان خرید
دل فروشان را دکان دربسته به
منقطع شد کاروان مردمی
دیدهای دیدهبان دربسته به
خاک بیزان هوس بیروزیاند
چشم دل زین خاکدان دربسته به
از زبان در سر شدی خاقانیا
تا بماند سر، زبان دربسته به