زری که نقد جوانی است گم شد از کف عمر
در این سراچهٔ خاکی که دل خرابم ازو
این شعر به حسرت و از دست رفتن جوانی اشاره دارد. گوینده از اینکه جوانیاش را در فضای پر از غم و ناکامی زندگی از دست داده، ناراحت است. او در تلاش است تا با اشک و اندوه، دوباره به طلای عمر خود دست یابد، ولی از واقعیت مرگ و گذر زمان غافل نیست. به طور کلی، شعر به زوال جوانی و تلاش برای بازگشت به آن اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زری که نقد جوانی است گم شد از کف عمر
در این سراچهٔ خاکی که دل خرابم ازو
به آب دیده نبینی که خاک میشویم
بدان طمع که زر عمر باز یابم ازو