ای پور ز خاقانی اگر پند پذیری
زین پس نشود عالم خاک آبخور تو
این متن شعری از خاقانی است که در آن به هشدار دادن درباره فانی بودن انسان و وابستگی او به خاک میپردازد. شاعر به شخصی به نام پور ز خاقانی میگوید اگر به نصیحتها توجه کند، دیگر زندگیاش به ماده گرایی وابسته نخواهد بود. او اشاره میکند که ما از خاک آمدهایم و روزی خاک به ما بازخواهد گشت و بنابراین باید از دنیای فانی و بیثبات بترسیم. در نهایت، او به این نکته میپردازد که آنچه امروز به عنوان غذا و راحتی داریم، ممکن است به زودی ما را بازپس گیرد. به عبارتی، زندگی ما موقتی است و باید به این واقعیت توجه کنیم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای پور ز خاقانی اگر پند پذیری
زین پس نشود عالم خاک آبخور تو
خاک است تو را دایه از آن ترس که روزی
خون تو خورد دایهٔ بیدادگر تو
شیری که لبت خورد ز دایه چو شود خون
دایه خورد آن خون ز لب شیر خور تو
ناچار شود چهرهٔ تو پی سپر خاک
گر چهرهٔ خاک است کنون پی سپر تو
امروز غذای تو دهند از جگر خاک
فردا غذی خاک دهند از جگر تو