خواجه بر من درِ نیکی دربست
چه کنم لب به بدی نگشایم
شاعر در این غزل به تمایز میان خوب و بد و تأثیر آن بر روابط انسانی اشاره میکند. او میگوید که اگر کسی در مورد او بد بگوید، او تصمیم میگیرد که به بدی پاسخ ندهد و همیشه به نیکی سخن بگوید. شاعر به وفاداری خود به خوبی تأکید میکند و حتی اگر طرف مقابل بدی کند، او باز هم حسن برخورد خود را حفظ خواهد کرد. او به این باور است که نیکی و بدی ویژهی شخصیت افراد است و در نهایت بر این مبنا میخواهد جوهر درونی خود را به نمایش بگذارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خواجه بر من درِ نیکی دربست
چه کنم لب به بدی نگشایم
نیک بد گفتن من پیشه گرفت
تا به بد گفتن او پیش آیم
حاش لله که به بد گفتن کس
من سگجان لب پاک آلایم
هرچه او بیشترم بنکوهد
من از آن بیشترش بستایم
او بدی گوید و او را شاید
من نکو گویم و آن را شایم
او به من جوهر خود بنموده است
من بدو گوهر خود بنمایم