چشم خونین همه شب قامت شب پیمایم
تا ز خونین جگرش لعل قبا آرایم
این بیتها از شاعر به توصیف احساسات عمیق و درد و رنجی میپردازند که او به خاطر عشق یا یک فاجعه در دل دارد. شاعر به تصویر شب و خونین بودن چشمها اشاره میکند و بیان میکند که از این درد و رنج، زیباییای میآفریند. او از ریسمان و سوزن برای دوختن لعل قبا (پوشش زیبا) استفاده میکند و از سوختن دل خود به دندانهای کسان سخن میگوید. در نهایت، اشاره میکند که اگر دندانهایش سپید است، نشان از پیچیدگی و رمزی عمیق در زندگیاش دارد. احساسات متضادی همچون زیبایی و درد در این اشعار مشهود است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چشم خونین همه شب قامت شب پیمایم
تا ز خونین جگرش لعل قبا آرایم
ریسمان از رگ جان سازم و سوزن ز مژه
دیده را دوختن لعل قبا فرمایم
اول از عودم خائیدهٔ دندان کسان
آخر از سوختهٔ عالم دندان خایم
گر به من دندان کردند سپید این رمزی است
کهاول و آخر دندان کسان را شایم