فلک خاک در میر است و من هم
از آن مدحش به آب زر نویسم
این شعر بیانگر ارادت عمیق شاعر به یک شخصیت بزرگ است. شاعر میگوید که حتی اگر خاک در سلطنت و قدرت باشد، او با زبانی زیبا و با ادبیات فاخر از آن شخصیت مدح میکند. با اشاره به شخصیتهایی چون اسکندر و قیصر، شاعر به قدر و مقام فرد مورد نظر اشاره میکند و بر ارزشهایش تأکید میکند. او به این نکته نیز میپردازد که قلبش به محبت آن شخصیت اختصاص یافته و درهایی که با مهر او گشوده میشود، نشان از ارادتش است. در انتها، شاعر به نوعی نسبت خویشاوندی و تعلق خاطر به شخصیت مورد نظر را بیان میکند و خود را در خدمت او میداند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
فلک خاک در میر است و من هم
از آن مدحش به آب زر نویسم
بسا منت که اسکندر پذیرد
اگرنه قیصر اسکندر نویسم
دلش مومی است ارچه نیست مؤمن
بر آهن نام او حیدر نویسم
چو کردم خانهٔ دل وقف مهرش
خط مهر ابد بر در نویسم
چو نامم بر برادر خواندگی خواند
خراج خویش بر قیصر نویسم